مرتضى مطهرى

446

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

شيعَتَنا « 1 » . معلوم مىشود حضرت احساس مىكرده‌اند كه همين فكر غلط كه طبيعت تنبل‌پرور انسان آن را مىپذيرد ، در بين شيعيان هم دارد رواج پيدا مىكند . فرمودند : از طرف ما به شيعيان ما ابلاغ كنيد كه شيعهء ما نيست مگر كسى كه اهل ورع و پارسايى و تقوا و اهل اجتهاد باشد ( اجتهاد در اينجا يعنى كوشش ) ، اهل كوشش و فعاليت و عمل باشد . غير از اين ما شيعه‌اى را هرگز نمىپذيريم . در نهج‌البلاغه است كه كسى آمد خدمت اميرالمؤمنين على عليه السلام ، عرض كرد مرا نصيحتى بفرماييد . حضرت در مقام نصيحت او چند جمله فرمودند كه اولين جمله‌اش اين است : لاتَكُنْ مِمَّنْ يَرْجُو الْاخِرَةَ بِغَيْرِ عَمَلٍ وَ يُرَجِّى التَّوْبَةَ بِطولِ الْأمَلِ ، يَقولُ فِى الدُّنْيا بِقَوْلِ الزّاهِدينَ وَ يَعْمَلُ فيها بِعَمَلِ الرّاغِبينَ « 2 » . اگر ما امروز به على عليه السلام عرض كنيم آقا ما را نصيحتى كنيد ، قطعاً از همين رديف با ما صحبت خواهد كرد . فرمود : از كسانى مباش كه اميد به آخرت مىبندند ولى بدون عمل ( اين ، اميد و رجاء كاذب است ) و از آن كسان مباش كه توبه را دوست دارد و دلش مىخواهد توبه كند ولى با طول امل و آرزوهاى دراز ، يعنى توبه را تأخير مىاندازد و با خود مىگويد دير نمىشود ، وقت هنوز باقى است . مىفرمايد : اى مرد ! از آن كسان مباش كه آخرت را دوست مىدارد ولى نمىخواهد عمل كند . معنى جملهء بعد اين است : از آن كسانى مباش كه وقتى سخن مىگويد سخن كسى است كه به ماديات دنيا بىاعتناست ولى وقتى پاى عمل به ميان مىآيد آدم اسير و بيچاره‌اى است ، عملش عمل شيفتگان و مغرورين به دنياست .

--> ( 1 ) بحارالانوار ، ج 71 / ص 179 . ( 2 ) نهج‌البلاغه فيض الاسلام ، حكمت 142 صفحه 1160 .